ميرزا شمس بخارايى

173

تاريخ بخارا ، خوقند و كاشغر ، بخارايى

461 . رضا قلى خان هدايت كه در سفر مكّه با او همسفر بوده ، در اثر خود زير عنوان : « ذكر حال سيّد احمد خواجه نقيب بخارايى » چنين مىنويسد : « وى پسر عم امير نصر اللّه خان بخارايى و از نجباى آن ولايت [ بود ] . منصب نقابت در آن ولايت نازل به منزلهء امارت است و در مجلس امير نصر اللّه پادشاه بخارا ، وى در جلوس بر امرا همه ، الّا امير مقدّم بوده ؛ و همانا به شكار و سوارى و چرغ و باز ميلى مفرط داشته و غالبا به قواعد امرا حركت مىنموده . چون امير بخارا مردى سودايى و متلوّن مزاج است و به محض تصور واهمه در مقام قتل و غارت امراى بزرگ خود بر مىآيد و با او دل بد كرد و او را محبوس خواست . او فرار كرده به طرف خوارزم آمد و امير بخارا همهء اموال او را ضبط نمود . بعد از چندى مجالست با خان خيوه عزم مكّه كرد و به اتفاق من بنده ، دو پسر خود را برداشته روانه شد . مردى است از تواريخ با خبر و صاحب اوضاع و دولت و در موسيقى مهارت تمام دارد » . سفارت نامهء خوارزم / 80 . امّا بايد گفت كه نظر هر دو تاريخنگار قابل تأمل است ؛ زيرا به نظر ملكوم ، « ايشان - مخدوم » دختر امير دانيال را به زنى گرفت و ثمرهء اين وصلت تولد « ايشان نقيب » بود . پس ايشان نقيب براى امير معصوم شاه مراد ( معروف به بيگى جان ) نسبت خواهر زادگى داشته است و براى امير حيدر - پدر امير نصر اللّه - پسر عم بوده ؛ در حالى كه هيچ كدام از اين دو تاريخنگار از امير حيدر يادى نكرده‌اند . اگر « ايشان نقيب » را پسر عم امير نصر اللّه بدانيم ، پس بايد بپذيريم كه « ايشان مخدوم » پدر « ايشان نقيب » دختر امير شاه مراد را به زنى گرفته است . در آن صورت نظر هر دو تاريخنگار قابل قبول است ؛ زيرا در اين صورت « ايشان نقيب » براى امير حيدر ، نسبت خواهر زادگى و براى امير نصر اللّه ، نسبت پسر عم پيدا مىكند . * عم : در فارسى آن روزگار « عم » را به معنى « عمه » يعنى خواهر پدر ، نيز به كار مىبردند .